سيد محمد باقر برقعى
732
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مىشود كيفى فراهم كرد دفترى را مىشود پر كرد از آيينه و خورشيد در كتابى مىشود روييدن خود را تماشا كرد من بهار ديگرى را دوست مىدارم * جاى من خاليست جاى من در ميز سوم ، در كنار پنجره خاليست جاى من در درس نقّاشى جاى من در جمع كوكبها جاى من در چشمهاى دختر خورشيد جاى من در لحظههاى ناب جاى من در نمرههاى بيست جاى من در زندگى خاليست * مىشود برگشت اشتياق چشمهايم را تماشا كن ! مىشود در سردى سرشاخههاى باغ جشن رويش را بيفروزيم دوستى را مىشود پرسيد چشمها را مىشود آموخت مهربانى ، كودكى تنهاست مهربانى را بياموزيم .